ارس در نگاه جهانگردان و مورخان
1398/11/07
عظمت و جذابیت ارس از زمان‌های بسیار دور، نظر جغرافیا نویسان و سیاحان را به خود معطوف داشته و طبیعت این رودخانه آن‌ها را وادار ساخته که قلم فرسايي نموده و به توصيف يکي از زيباترين رودهاي خطه آذربايجان بپردازند. در اين مجال کوتاه برآنيم تا چند نمونه از نوشته‌های جغرافیانویسان قدیم و جهانگردانی که ارس را دیده اند و به گونه‌ای متفاوت بدان پرداخته‌اند ، ارائه نماييم.
هرودوت، نخستین تاریخ نگار یونانی زبان است که رود ارس را در 425 سال پیش از میلاد اينگونه معرفی کرده است:
• «... رودخانه‌ ارس نیز از سرزمین ماتیه‌نی سرچشمه می‌گیرد و چهل شاخه دارد که مگر یکی از آن‌ها بقیه در باتلاق و مرداب فرو می‌رود. در آن حوالی غذای اهالی فقط مایعی خام است و با پوست خوک آبی، پوشاک فراهم می‌سازند. شاخه‌ اصلی این رودخانه راست به طرف دریای خزر جاری است.»
• ابوبکر احمدبن محمدبن اسحاق همدانی معروف به ابن فقیه در کتاب مشهور خود به نام «البلدان» که در پایان سده‌ سوم هجری تألیف یافته، جزو اولین جغرافی‌دانان ایرانی است که راجع به سرزمین ارمنستان و حد آذربایجان و رود ارس و کر به شرح زیر ابراز عقیده می‌کند:
«حد آذربایجان تا دو رود رس (ارس) و کر (کورا) است در ارمینیه، جای بیرون شدن رود رس قالیقلا (کیلیکیه) است. سپس از اران بگذرد و نهراران در آن ریزد، سپس از ورثان بگذرد و به برخوردگاه دو رود آید و بدین‌گونه با رود کر برخورد کند. میان این دو، نهر بیلقان است. سپس این دو رود بروند تا به دریای گرگان ریزند».
• ابواسحاق ابراهیم‌بن محمد الفارسی الاصطخری معروف به کرخی در سال 346 هـ.ق. ارس را در ردیف رودهای بزرگ آذربایجان به حساب آورده، چنین می‌نویسد: «و رود ارس آبی خوش است، از ارمینیه خیزد و به حدود موقان (مغان) نزدیک رود کر رسد و به دریا اوفتد.»
• ابوالقاسم محمدبن حوقل بغدادی سیاح معروف و جغرافیدان عرب در صوره‌‌الارض که در حدود سال 367 هـ.ق. آن را نوشته، درباره‌ ارس چنین می‌نویسد:
«رود ارس... آبی گوارا و شیرین و خوب دارد. این رود از نواحی ارمینیه داخلی بیرون آمده و به باب ورثان می‌رسد و از آن‌جا گذشته بخشی از آن به کر و بخش دیگر به دریاچه‌ طبرستان می‌ریزد.»
• در کتاب حدود العالم من المشرق الی المغرب، که در سال 372 هـ.ق. تألیف شده و مؤلف آن ناشناخته است، دو رود معروف ارس و کر این‌گونه معرفی شده‌اند:
«و دیگر رودیست آن را رود ارس خوانند از مشرق کوه ارمینیه به رود ازنجا (از آن‌جا) کی به روم پیوسته است، و روی به مشرق کرده همی رود تا برورتان (ورثان) بگذرد و بر حد میان آذربادگان و ارمینیه و میان اران بگذرد تا به دریای خزران افتد. و دیگر رود کرست اندر ناحیت اران از آن کوه گشاید کی میان اران و سریر است. و روی به مغرب کرده همی رود تا بر حدود شکی و قبله برود و به بردیج بگذرد، آنگه با رود ارس یکی شود و هر دو به میان موقان و باکو بگذرند و به دریای خزران افتند.»
• ابوالفداء در تقویم البلدان که به قول رنو (Reinaua) در تمام قرون وسطی در اروپا کتاب و یا رساله‌ای که بتوان بر آن ترجیح نهاد تألیف نشده اثری کم نظیر در جغرافیا بوده که مؤلف آن در سال 721 هـ.ق. برابر با 1321 م. کتاب خود را به پایان رسانده و در سال 732 هـ.ق. دیده از جهان فروبسته است. در این کتاب به شهرهای ویران شده‌ کناره‌های ارس و موقعیت آن و اصحاب رس اشاره شده و چنین آورده است:
«رود ارس: و آن رودی است که از کوه‌های قالیقلا در طول شصت و هفت درجه و عرض چهل و یک درجه بیرون می‌آید. پس بردبیل، در طول هفتاد درجه و ثلث درجه و عرض و سی و هفت درجه و نصف درجه می‌گذرد. آن‌گاه به ورثان می‌آید و در نزدیک بحر خزر با کر تلاقی کرده تشکیل یک رود می‌دهند و هر دو به دریا می‌ریزند. آن سوی ارس چنان‌که می‌گویند 360 شهر ویران است و گفته شده که این همان است که خدای تعالی در قرآن ذکر کرده  است: و عاداً و ثمود و اصحاب الرّس و قروناً بین ذلک کثیراً. ] و (هلاک کردیم) اصحاب رس (اقوام) قرن‌های بسیار میان آن (قبایل)[». (سوره‌ مبارکه‌ الفرقان، آیه‌ 38)
• از میان سیاحان اروپایی، گاسپار دروویل که در سال 1812 میلادی به ایران مسافرت کرده است درباره‌ ارس چنین می‌نویسد:
«ارس رود بزرگ آسیا است که از کوه‌هایی که در مجاورت ارزروم واقعند سرچشمه می‌گیرد و سپس به وسیله چند رودخانه و نهر به خصوص آرپاچای که از قفقاز به آن می‌ریزد به صورت رود بزرگی در می‌آید. رود مزبور از دامنه کوه‌های آرارات عبور می‌کند و در دشت مغان به رودخانه کر ملحق می‌شود و سپس در سالیان به بحر خزر می‌ریزد. در این نقطه به سبب آنکه ارس دارای دو مصب است جزیره‌ای به وجود آمده است. در فصل بهار این رود بسیار پرآب و تند است اما در اواخر تابستان آب آن کم می‌شود به طوری که در چندین نقطه گدارهایی برای عبور پیدا می‌شود.»
 
تهیه شده: گروه رودخانه های مرزی و منابع آب مشترک شمالغرب کشور